این فيلم داستان زندگی خانم مرجان ستراپی است که با يک دورنما و قالب کارتونی سياه و سفيد که گويا بيان کننده خاطرات نچندان خوش از حوداث انقلاب و بعد از اون رو نشون ميده. ضمن اینکه چهره حکومت ایران سياه نشون داده ميشه و من اشک ريختن بازی از تماشاچی ها رو در بعضی از صحنه های ديدم امّا بايد به تلخی پذيرفت که این مسايل واقعيت جامعه ما بوده و هست هر چند برای قشری خاص تر در جامعه که خانم ستراپی ظاهرا جزيی از آنها بوده سخت تر بوده است.
لينک مرتبط:
http://aaftab.blogfa.com/
این شعر رو خيلی خوشم اومد. فکر می کنم يه شعر پر از احساساته:
اجازه هست بشم فدات؟ اجازه هست تو شعر من اثر بزاره خنده هات؟ شب كه مياديواش يواش با چشمك ستاره هاش,اجازه هست ازآسمون ستاره كش برم برات؟ اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم ؟تو هم بگي دوسم داري؟ بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد و بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بزارم؟ اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني؟خيال كنم با رفتنت دل منو نميشكني؟ اجازه هست بشم فدات ؟برم به قربون چشات؟
آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟
فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد.
پروفسور محمود حسابي
خدايا:به من قدرت تحمل عقيده "مخالف" ارزاني كن.
خدايا:رشدعقلي وعلمي مرا از فضيلت "تعصب" "احساس" و "اشراق" محروم نسازد.
خدايا:مرا همواره اگاه وهوشيار دار تا پيش ازشناختن درست وكامل كسي يا فكري مثبت يا منفي قضاوت نكنم.
خدايا:جهل اميخته باخودخواهي و حسد مرا رايگان ابزار قتاله دشمن براي حمله به دوست نسازد.
خدايا:شهرت مني را كه:"ميخواهم باشم" قرباني مني كه " ميخواهند باشم" نكند.
خدايا:درروح من اختلاف در "انسانيت" را به اختلاف در فكر واختلاف در رابطه با هم مياميز. ان چنان كه نتوانم اين سه قوم جدا از هم را باز شناسم.
خدايا:مرا به خا طر حسد كينه و غرض عمله اماتور مگردان.
خدايا:خودخواهي را چندان درمن بكش يا درمن بركش تاخودخواهي ديگران را احساس نكنم واز ان در رنج نباشم.
خدايا:مرا در ايمان « اطاعت مطلق بخش تا در جهان عصيان مطلق« باشم.
خدايا:به من « تقواي ستيز» بياموز تا درانبوه مسئوليت نلغزم و از تقواي پرهيز مصونم دار تا در خلوت عزلت نپوسم.
خدايا:مرا به ابتذال ارامش و خوشبختي مكشان. اضطرابهاي بزرگ غمهاي ارجمند و حيرتهاي عظيم را به روحم عطا كن.
خدايا:لذت ها را به بندگان حقيرت بخش و دردهاي عزيز بر جانم ريز.
برگرفته از وب سايت IranianUK
راستی يه اتّفاق مهم! ماشين خريدم! يه Honda Civic آبی. از روندنش خيلی لذت ميبرم .چون حس ميکنم این ديگه ماشينه خودمه. ماشينيه که با زحمت خودم خريدم . خلاصه روزی که خريدمش (پنجشنبه) عين بچه ها خيلی ذوق داشتم . دوست داشتم اول بيارمش نشونه بابا و مامان و خواهرهام بدمش و بعدش باهاش بريم دور بزنيم. حالا از حرفهای خاله زنکی که بگذريم بابا مياد آخره هفته انشا الّله..بابا مياد که واسيه يه ماهی پيشه من بمونه. اميدوارم اینجا حسابی بهش خوش بگذره. يه برنامه هايی هم چيدم. البته این هفته بايد خوب کار کنم که بابا که بياد با خيال راحت تری بريم این ور و اون ور بچرخيم.
راستی يه عکس هم از ماشين جديدم ميگيرم ميذارم تو وب لاگ.

